خبر قطعه – قطعهسازی که آلومینیوم را امروز با دلار ۱۰۰ هزار تومانی میخرد، باید محصولش را بر مبنای دلار ۶۰ هزار تومانی پارسال بفروشد. این یعنی تولید با زیان قطعی.
پرسش ساده اینجاست: آیا فولاد مبارکه یا شرکتهای پتروشیمی محصولاتشان را با قیمت سال قبل عرضه میکنند؟ پس چرا از قطعهساز چنین انتظاری وجود دارد؟
گرانی از همان نقطه آغاز میشود؛ از خرید فولاد، مس و آلومینیوم؛ این مواد در داخل کشور تولید میشوند، اما نرخشان بر اساس قیمت جهانی و دلاری تعیین میشود. بدتر از آن، بسیاری از قطعهسازان کوچک و متوسط امکان خرید مستقیم ندارند و ناچارند از واسطهها تهیه کنند.
هر واسطه سود خودش را میگیرد و در نهایت، تولیدکننده داخلی مواد اولیه را با قیمتی حتی بالاتر از بازار جهانی مصرف میکند.
مقیاس تولید؛ چرا چین ارزانتر است؟
در دنیا صنعت قطعهسازی بر پایه اقتصاد مقیاس بنا شده است. یک شرکت چینی ممکن است قرارداد تولید چند ده میلیون قطعه داشته باشد، بنابراین هزینه طراحی، قالبسازی و استهلاک تجهیزات روی حجم عظیمی تقسیم میشود.
در ایران اما تولید محدود است؛ خطوط مدام متوقف میشوند و هزینههای ثابت هرگز سرشکن نمیشود. حتی اگر انرژی رایگان هم باشد، باز هم تولید ایرانی گرانتر تمام خواهد شد.
بهرهوری پایین و خطوط فرسوده
ماشینآلات فرسوده، مصرف انرژی بالا و بازدهی پایین، به یک معضل جدی تبدیل شدهاند. نیروی انسانی هم با وجود دستمزد پایین، بهرهوری کافی ندارد. نظام آموزشی و مدیریتی متناسب با نیازهای صنعت شکل نگرفته و انگیزهای برای ارتقای بهرهوری وجود ندارد. نتیجه این است که هزینه هر قطعه به شکل غیرقابلقبولی بالا میرود.
بیثباتی اقتصادی؛ تیر خلاص رقابتپذیری
نوسانات شدید ارزی، تحریمها و تغییرات لحظهای سیاستها امکان هر نوع برنامهریزی بلندمدت را از بین برده است. در چنین فضایی هیچ سرمایهگذاری حاضر به نوسازی خطوط تولید نیست و صنعت به جای توسعه، در حالت بقا باقی میماند.
زیرساختهای پرهزینه؛ برق و گاز، بازیگران پنهان گرانی
قطع برق در تابستان و کاهش یا قطع گاز در زمستان خطوط تولید را فلج میکند. خسارت تجهیزات، توقف تولید و اجبار به استفاده از ژنراتورهای پرهزینه، هزینههای پنهانی است که هیچوقت در محاسبات رسمی دیده نمیشود، اما مستقیماً به قیمت نهایی قطعات اضافه میشود.
راه برونرفت؛ ثبات و مقیاس
رقابتپذیری در صنعت قطعهسازی تنها با یک نسخه مقطعی به دست نمیآید. نیاز به ثبات در اقتصاد کلان، تشکیل هلدینگهای بزرگ برای رسیدن به مقیاس اقتصادی، هدفمند شدن یارانهها و سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی وجود دارد.
بدون این اصلاحات، مزیتهای طبیعی ایران هرگز به برتری رقابتی تبدیل نخواهد شد و صنعت قطعهسازی همچنان در باتلاق هزینههای بالا دستوپا خواهد زد.
نتیجهگیری؛ جراحی عمیق بهجای مُسکن مقطعی
صنعت قطعهسازی ایران نه از کمبود منابع رنج میبرد و نه از فقدان نیروی انسانی. مشکل اصلی در سیاستگذاریهای غلط، قیمتگذاری غیرواقعی، بهرهوری پایین و زیرساختهای ناکارآمد نهفته است.
اگر این حلقههای معیوب اصلاح نشوند، هیچ یارانه انرژی یا بخشنامه دستوری نمیتواند مزیت رقابتی ایجاد کند.
رقابتپذیری، حاصل مجموعهای از اصلاحات هماهنگ است: ثبات اقتصادی، واقعیسازی قیمتها، حمایت از تجمیع واحدهای کوچک برای دستیابی به مقیاس تولید، سرمایهگذاری در نوسازی خطوط و توسعه زیرساختهای انرژی.
تنها در این صورت است که منابع عظیم ایران میتواند به ثروت پایدار و جایگاهی جهانی در صنعت قطعهسازی تبدیل شود.